زنان وذهن جنسیت زده جامعه (۲)

به نظر نگارنده نگرانی اصلی از حضور زنان در ورزشگاه آزادی، نگرانی در مورد احتمال کنترل ناپذیری موقعیت است.سوالی که در این گفتار در پی پاسخگویی به آن است این که: چگونه باید به این موقعیت نگریست که چنین احساس نیاز به کنترلی قابل درک باشد؟ و دیگر این که وقتی زنان با حجاب متعارف وارد استادیوم شوند و حتی در جایگاهی جداگانه استقرار یابند و پارکینگ و در ورود و خروج خاصی داشته باشند دیگر نگران چه باید بود؟

۱. برای پاسخ ابتدا به ویژگی های یک “ذهن کنترل گر” باید پرداخت. ذهن کنترل گر در هر محیطی که احتمالی غیرقابل پیش بینی برود احساس نگرانی می کند. پس باید همه چیز پیش بینی شده وتحت کنترل باشد تا ذهن کنترل گر مضطرب نشود. ذهن کنترل گر بدترین احتمالات را قطعی میداند مگر این که همه چیز تحت کنترلش باشد غافل از اینکه کنترل مطلقی که او می خواهد امری محال و غیر ممکن است پس دائم در اضطراب و نگرانی است و ابزارهای کنترل را بیشتر می کند ولی این امر تنها دور باطل افزایش کنترل و افزایش اضطراب را دامن می زند.
۲. مفهوم مورد نیاز دیگر،مفهوم “دیگری” و نسبت و رابطه آن با”من” است. این نسبت و رابطه دو حالت کلی دارد: اول وقتی رابطه “من” و “دیگری” در آمیخته و فاقد مرزهای مشخص و بدون به رسمیت شناختن “دیگری” باشد و دوم زمانی که “دیگری”، مستقل، با مرزهای مشخص و شخصیتی به رسمیت شناخته شده باشد: در حالت اول احساس مالکیت و در نتیجه صاحب اختیار بودن نسبت به آنچه تحت تملک است؛ یعنی، “دیگری”رخ می دهد ولی حالت دوم موجب احساس حمایت، در عین اختیار قائل بودن برای آنکه تحت حمایت است می شود.
از نگاه اول “من” مالک آنچه است که تحت اختیارش است و از نگاه دوم “من”صرفا حامی و پشتیبان است و آنکه تحت حمایت است صاحب اختیار شمرده می شود.در نگاه اول آنچه تحت اختیار و مالکیت است ابزار و کالایی به شدت مادی و فاقد قدرت تشخیص تلقی می شود و در نگاه دوم آنکه تحت حمایت است دارای شخصیت مستقل و قدرت انتخاب و تشخیص تلقی می شود که به دلایل زیستی یا فرهنگی ممکن است با خطرات بیشتری مواجه شود و نیاز به حمایت و مراقبت بیشتری داشته باشد.
۳. در جامعه مردسالار روان و نگاه مردانه غالب است بخصوص به دلیل نقش اصلی مردان در تدوین قوانین و سیاست گزاری واجرا. به همین دلیل اگر برای جامعه یک “من اجتماعی” قائل باشیم که نقش مدیریت و اعمال قدرت را ایفا می کند، این”من” ویژگی های عمده اش مردانه است و به این ترتیب “زن” در ذهن “من مدیریت کننده و سازمان دهنده اجتماعی” تبدیل به”دیگری” می شود.
۴. بر اساس موارد بالا “ذهن کنترل گر و قانون نویس و مدیر و سازمان دهنده مردانه جامعه” برای رفع اضطراب خود در پی کنترل “دیگری” و تسلط کامل بر اوست درحالیکه راه حل اساسی پذیرش “دیگری”(زنان) به عنوان شخصیتی مستقل و صاحب قدرت تشخیص و اختیار است .
۵.پذیرش توزیع قدرت در قانون نویسی، مدیریت و سازمان دهی اجتماعی و به رسمیت شناختن زنان بعنوان”دیگری مستقل و صاحب قدرت تصمیم گیری” رابطه ای متقابل دارند که تقویت هر یک به تقویت دیگری می انجامد و به نظر می رسد این مسیر ناگزیر “من مردانه جامعه” است تا به تعادل و آرامش و رفع بنیادین اضطراب رابطه با زنان بعنوان “دیگری” برسد.
آنگاه ممنوعیت و جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاه ها می تواند جای خود را به احساس مسئولیت برای حفظ امنیت و آسایش و حمایت از آنها در ورزشگاه ها دهد.

محمودرضا تخیری، روانشناس و مدرس دانشگاه

Share on facebook
Share on linkedin
Share on twitter
Share on telegram
Share on facebook
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on skype

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *